تبلیغات
" عرشیان " - طناب شیطان...

طناب شیطان...


شیخ انصاری

 

در حالات شیخ مرتضی انصارى نوشته اند ،روزى یکى از فضلا در مجلس بحث شیخ گفت : خوابى براى شما دیدم ولى خجالت مى کشم نقل کنم . شیخ فرمود بگو:

عرض کرد دیشب در خواب شیطان را دیدم طنابهاى مختلف نازک و ضخیم داشت ، پرسیدم این طناب ضخیم براى کیست ؟

 

گفت براى استادت شیخ مرتضی انصارى است ، خیلى زور مى خواهد تا شیخ را بکشانم ، دیروز به هر زحمتى بود او را به دام انداختم ، تا بازار او را کشاندم ولى طناب را پاره کرد و فرار نمود، این خواب نمى دانم حقیقت دارد یا نه ؟

 

شیخ تبسم کرد و فرمود: ملعون راست گفته است ، دیروز در منزل چند میهمان زن به ما وارد شدند، به من پشنهاد کردند مقدارى میوه براى مهمانان بگیرم ، و چون در منزل از خودم پولى نداشتم به سراغ پولى که جهت نماز و روزه و ختم قرآن از شخصى در منزل ما امانت بود رفتم و به عنوان قرض برداشتم که به بازار بروم و میوه تهیه کنم ، بعد که پول رسید جایش بگذارم ، تا به درب مغازه رسیدم ناگهان به خود آمدم و گفتم مرتضى شاید مردى ، از کجا زنده بمانى و قرضت را ادا کنى .

 

برگشتم و پول را به جاى خودش گذاشتم ، این است پاره کردن طناب ضخیم .

جالب ، قسمت آخر این رویا است که آن فاضل محترم گفت : از شیطان پرسیدم طناب من کدام است ؟ نگاهى به من افکندو گفت : تو نیاز به طناب ندارى... !



"کتاب قلب قرآن ، ص 168



[ سه شنبه 27 فروردین 1392 ] [ ساعت 23 و 25 دقیقه و 38 ثانیه ] [ رضا فرازی ]