تبلیغات
" عرشیان " - فضائل علی(ع) ...

فضائل علی(ع) ...

فضائل حضرت علی (ع)



انس بن مالك گوید: روزى رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم نماز عصر را با ما خواند و در ركعت اول مقدارى درنگ كرد تا آنجا كه پنداشتیم سهو یا غفلتى روى داده است، سپس سربرداشت و گفت: سمع الله لمن حمده، و بقیه نماز را كوتاه خواند، آن گاه با چهره چون ماه شب چهارده خود به ما رو كرد و فرمود: چرا برادر و پسر عمویم على بن ابى طالب را نمى بینم؟ گفتیم: ما هم او را ندیده ایم اى رسول خدا، حضرت با صداى بلند فرمود: اى على، اى پسر عمو! على علیه السلام از آخر صفها پاسخ داد: لبیك یا رسول الله، پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: نزدیك من بیا 

ادامه...


 

انس گوید: او پیوسته صفها را مى شكافت و از سر و دوش مهاجر و انصار خود را به پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم رسانید و مرتضى به مصطفى نزدیك شد! پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: چرا از صف اول بازماندى؟ على علیه السلام گفت: شك داشتم كه وضو دارم یا نه، به منزل فاطمه علیهماالسلام رفتم وحسن و حسین را صدا زدم و كسى پاسخم نگفت؛ ناگاه كسى از پشت سر مرا صدا زد و گفت: اى ابوالحسن به پشت بنگر. به پشت خود برگشتم، طشتى دیدم و در آن سطلى پر از آب و بر روى آن یك حوله. حوله را برداشتم و از آن آب وضو ساختم، آبى بود به نرمى كره و طعم عسل و بوى مشك، سپس روى برگرداندم و نفهمیدم چه كسى سطل و حوله را گذاشت و چه كسى برداشت 

پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم لبخندى در چهرء على زد و او را در آغوش كشید و پیشانیش را بوسید و فرمود: آیا تو را مژده ندهم؟ آن سطل از بهشت بود و آب از بهشت برین، و آن كه تو را براى نماز آماده ساخت جبرئیل علیه السلام بود، و آن كه حوله به دستت داد میكائیل علیه السلام، سوگند به آن كه جانم در دست اوست، اسرافیل چندان شانه مرا گرفت "و در ركوع نگاه داشت" تا تو به نماز رسیدى، و به من گفت: درنگ كن ! تا آن كس كه به منزله نفس تو و پسر عموى توست از راه فرا رسد 

 كفایة الطالب:290



[ شنبه 28 تیر 1393 ] [ ساعت 20 و 21 دقیقه و 59 ثانیه ] [ رضا فرازی ]