تبلیغات
" عرشیان " - عصاره اخلاق...

عصاره اخلاق...



...به فرموده مرحوم دولابی لُپ اخلاق دو کلمه است: مرنج و مرنجان. بسیاری ازمشکلات فردی و خانوادگی و اجتماعی ما با این دستور عالی اخلاقی قابل حل است.

حاج آقا دولابی با همان لحن فشنگ می فرمودند: لُپ اخلاق دو کلمه است: مرنج و مرنجان.

در دو کلمه مرنج و مرنجان دریایی از معانی و معرفت نهفته است.

از حاج آقا مجتهدی رحمة الله نقل شده:

آقای آخوند از آقای نخودکی اصفهانی خواستند که او را موعظه کند. آقای نخودکی فرمودند: مرنج و مرنجان
آقای آخوند گفت مرنجان را فهمیدم یعنی کسی را اذیت نکنم. ولی مرنج یعنی چی ؟ چطور میتوانم ناراحت نشوم. مثلا وقتی بفهمم کسی مرا غیبت کرده یا فحش داده چطور نباید برنجم؟
آقای نخودکی فرمودند: علاج آن است که خودت را کسی ندانی. اگر خودت را کسی ندانستی دیگر نمی رنجی.

آری، اگر ما خود را دارای عزت و مقام خاصی در این دنیا ندانیم. و در برابر خداوند خودمان را هیچ بدانیم دیگر هیچگاه از سخن دیگران ناراحت نخواهیم شد.

چقدر تفاوتست میان شاعری که سروده “مرنجان دلم که این مرغ وحشی – ز بامی که برخاست مشکل نشیند” و خواجه شیراز؟

لسان الغیب زیبا سروده که :

جفا کشیم و ملامت خوریم و خوش باشیم که در طریقت ما کافری ست رنجیدن

ودیگری خوش سروده:

شنیدم من از عالم نکته دانی به من گفت در عنفوان جوانی

دلی را بدست آر اگر اهل حالی وگرنه مرنجان دلی تا توانی

نقل است جناب بایزید بسطامی از عرفای معاصر با امام هشتم (علیه السلام) از خانه به مسجد می‌رفت. در بین راه خانمی از پشت‌بام، خاکستر منقل را به کوچه ریخت،‌ غافل از این‌که بایزید درحال عبور است. فردی که همراه بایزید بود، مشاهده کرد که بایزید می‌خندد. گفت: او خاکستر بر سر شما ریخته است و شما می‌خندی؟ جناب بایزید فرمود: این سر و صورتی که من می‌شناسم، سزاوار آتش است، به خاکستری اکتفا کرده‌اند، شاکرم خدا را.



[ جمعه 28 تیر 1392 ] [ ساعت 01 و 42 دقیقه و 11 ثانیه ] [ رضا فرازی ]