تبلیغات
" عرشیان "

شیر صحرا...

" شیر صحرا "

فرمانده ای که صدام شخصا برای سرش جایزه تعیین کرد.فارغ التحصیل اولین دوره رنجری درایران بود. دوره سخت چتربازی وتکاوری را در کشور اسکاتلند گذراند. دراسکاتلند در مسابقه نظامی بین تکاوران ارتشهای جهان اول شد وقدرت خود وایران رابه رخ کشورهای صاحب نام کشاند. وی اولین کسی بود که دردفاع مقدس نیروهای عراقی را به اسارت گرفت او طی نامه ای به صدام حسین او رابه نبرد در دشت عباس فراخواند صدام یک لشکر به فرماندهی ژنرال عبدالحمیدِ معروف، به دشت عباس فرستاد عبدالحمیدکسی بود که در اسکاتلند از این ایرانی شکست خورده و هفتم شده بود.پس ازنبردی نابرابر و طولانی عراقیها شکست خورده و او شخصا ژنرال عبدالحمید را به اسارت میگیرد.
بخاطر رشادتش درجنگ به او لقب "شیرصحرا " دادند.
وی در عملیات قادر درمنطقه سرسول براثر اصابت ترکش توپ به شهادت رسید . زمان شهادتش رادیو عراق باشادی مارش پیروزی پخش کرد.
اینهاگوشه کوچکی از رشادت بزرگ مردی بودکه اکثریت ایرانیان او را نمی شناسند. او                                                                    سرلشکر شهید

          حسن آبشناسان " بود فرمانده شجاع نیروهای ویژه ایران،روحت شاد ای شهید...!

                            شهید حاج حسن آبشناسان

عکس ‏‎Rozita Salehi‎‏


[ شنبه 28 آذر 1394 ] [ ساعت 12 و 19 دقیقه و 03 ثانیه ] [ رضا فرازی ]

سلطان علی تبریزی...



شیخ جلیل حاج ملا سلطان علی روضه خوان تبریزی ــ که از جمله عباد و زهاد بود ــ نقل می کند در عالم رؤیا به حضور حضرت بقیة الله ارواحنا فداه مشرف شده، خدمت ایشان عرض کردم: مولای من! آنچه در زیارت ناحیه مقدسه ذکر شده که می فرمایید: « فلاندبک صباحا و مساء و لابکین علیک بدل الدموع دما» صحیح است؟

فرمود: بلی صحیح است.
عرض کردم: آن مصیبتی که در آن به جای اشک خون گریه می کنید کدام است؟ آیا مصیبت جضرت علی اکبر است؟ فرمود: نه، اگر علی اکبر زنده بود، در این مصیبت او هم خون گریه می کرد.

گفتم: آیا مصیبت حضرت عباس است؟
فرمود: نه، اگر عباس در حیات بود، او هم در این مصیبت خون گریه می کرد.
عرض کردم: لابد مصیبت حضرت سید الشهداء علیه السلامفرمودند: نه اگر حضرت سید الشهداء علیه السلام هم در حیات بود، در این مصیبت خون گریه می کرد.

عرض کردم: پس این کدام مصیبت است که من نمی دانم؟ فرمودند: آن مصیبت، مصیبت اسیری زینب است.


[ پنجشنبه 12 آذر 1394 ] [ ساعت 18 و 15 دقیقه و 37 ثانیه ] [ رضا فرازی ]

مشی اربعین حسینی(ع)

Image result for ‫ثواب زیارت اربعین‬‎


علی بن میمون صائغ از امام صادق(ع) روایت کرده که فرمود: ای علی! به زیارت امام حسین(ع) برو و از این کار فروگذار نکن، ‌عرض کردم: ثواب زیارت کننده او چیست؟

فرمود: هر کسی پیاده به زیارت او برود، خداوند برای هر گامی که بر می‌دارد، حسنه‌ای برایش نوشته،‌گناهی از او پاک کرده و درجه‌ای به رتبه او می‌افزاید،‌هنگامی که به آنجا برسد، خداوند دو فرشته بر او موکل می کند تا آنچه اعمال خیر در زیارت از او سر می زند، بنویسد . و هر آنچه شر و زشت از او سر می‌زند ثبت نکنند،‌ وقتی که قصد برگشت می‌کند، با او وداع می‌کنند و می‌گویند: ای ولی خدا بخشیده شدی، تو از حزب خدا،‌حزب رسول او و حزب اهل بیت رسول او هستی، به خدا سوگند هرگز آتش جهنم را نخواهی دید و او هم تو را نمی‌بیند و بدنت هرگز طعمه آتش نخواهد شد.

Image result for ‫ثواب زیارت اربعین‬‎

کتاب «نورالعین فی المشی الی زیارة قبر الحسین(ع)»



[ یکشنبه 1 آذر 1394 ] [ ساعت 07 و 18 دقیقه و 52 ثانیه ] [ رضا فرازی ]

قصه روزدهم...


کربلا....دهم محرم الحرام سال 61 هجری قمری


 امام حسین(ع) با یارانش نماز صبح را به جماعت خواند و سپس با آنها چنین سخن گفت:« ...خدا به شهادت من و شما فرمان داده است. بر شما باد که صبر و شکیبایی را پیشه ی خود سازید.«

 حضرت(ع)، «زهیر بن قین» را فرمانده راست سپاه و حبیب بن مظاهر را فرمانده چپ سپاه گمارد و پرچم را به دست برادرش حضرت عباس سپرد. گرچه سپاه دشمن به خیمه ها نزدیک می شد، ولی حضرت تیری نینداخت، چون می فرمود:« دوست ندارم که آغازگر جنگ با این گروه باشم.» عمر بن سعد تیر را بر کمان نهاده و به سوی یاران امام انداخت و گفت:« گواه باشید که اول کسی بودم که به سوی لشکر حسین تیر انداختم!» سپس سپاهیان عمر بن سعد تیر بر کمان نهاده و از هر طرف یاران حسین(ع) را نشانه رفتندامام(ع) فرمود:« یاران من! به پا خیزید و به سوی مرگ(شهادت) بشتابید، خدا شما را بیامرزد.» در حمله ی اول بالغ بر چهل تن شهید شدند و سپس یاران باقی مانده هر کدام به نوبت به تنهایی به میدان رزم شتافته و به شهادت می رسیدند و بعد از آنها نوبت به خاندان بنی هاشم رسید و آنها نیز شربت شهادت را نوشیدند.

 امام حسین(ع) که یکه و تنها مانده بود، نگاهی به اجساد مطهر شهدا کرده و آنها را صدا می کرد. حضرت(ع) برای وداع آخرین به سوی خیام آمد، آنگاه در حالی که شمشیرش را از غلاف بیرون آورده بود در برابر دشمن قرار گرفت و جنگ نمود. دشمن از هر طرف وی را محاصره نمود. ناگاه تیری سه شعبه به قلب مبارکش اصابت کرد و در حالی که نشان یکصد و چند تیر و نیزه بر پیکرش بود، نقش بر زمین شد و روح مبارکش به ملکوت اعلی پیوست، اما شیون زنان، کودکان و حتی فرشتگان الهی بلند شد.



[ شنبه 2 آبان 1394 ] [ ساعت 21 و 26 دقیقه و 42 ثانیه ] [ رضا فرازی ]

حب الحسین (ع)

|

 ازامام صادق علیه السلام روایت شده است : که روزیامام حسین علیه السلام در دامن حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلمنشسته بود و حضرت با او بازی می کرد و او را میخنداند.
عایشه گفت: یارسول الله! چه بسیار این کودک را خوش داری!
حضرت فرمود: وای بر تو! چگونه او را دوست ندارم و از او خوشم نیاید در جایی که این فرزند میوه دل و نور دیده مناست و البته امت من او را خواهند کشت، پس هر کس بعد از شهادتش او را زیارت کند حقتعالی برای او یک حج از حجهای مرا بنویسد.
عایشه تعجب کرد و گفت: یک حج ازحج های تو؟
حضرت فرمود: بلکه دو حج از حجهای من.
باز عایشه تعجب کردحضرت فرمود: بلکه چهار حج و پیوسته عایشه تعجب می کرد و حضرت بر آن می افزود تا آنجا که فرمود: نود حج از حجهای من که با هر حجی عمره برده باشد 
منتهی الامال، ج 1، ص 548.


[ جمعه 24 مهر 1394 ] [ ساعت 21 و 33 دقیقه و 30 ثانیه ] [ رضا فرازی ]

جلات و جبروت فاطمه معصومه(س)

تصویر مرتبط

جلال و جبروت حضرت فاطمه سلام اللّه علیها

مرحوم آیت اللّه مرعشی نجفی قدّس سره بارها برای طلاب می فرمودند:

علّت آمدن من به قم این بودکه پدرم، آقا سید محمود مرعشی نجفی - که از زهّاد و عبّاد معروف نجف بود - چهل شب در حرم امیر المؤمنین علیه السلام، بیتوته نمود که آن حضرت را ببیند. پس شبی در حالت مکاشفه، حضرت علی علیه السلام را مشاهده کرد که به ایشان فرمود: سید محمود چه می خواهی؟

عرض می کند: می خواهم بدانم قبر فاطمه ی زهرا سلام اللّه علیها کجاست؟ تا آن را زیارت کنم. حضرت فرموده بودند: من که نمی توانم برخلاف وصیت آن حضرت قبر او را معلوم کنم.

عرض می کند: پس من هنگام زیارت چه کنم؟

حضرت فرموده بودند: خداوند متعال، جلال و جبروت حضرت فاطمه را به فاطمه ی معصومه سلام اللّه علیها عنایت فرموده اند؛ پس هر کس که بخواهد به زیارت حضرت فاطمه زهرا نایل شود، به زیارت حضرت فاطمه معصومه سلام اللّه علیها برود.

تصویر مرتبط


[ شنبه 24 مرداد 1394 ] [ ساعت 20 و 35 دقیقه و 05 ثانیه ] [ رضا فرازی ]

تشرف به حج...

تصویر مرتبط



 برابرى زیارت قبرامام حسین (ع) با حج

عبدالله بن عبید انبارى گوید: به امام صادق (ع) عرضه داشتم : فدایت شوم ، همه ساله وسایل تشرف به حج برایم فراهم نمیشود. فرمود: «چون قصد حج نمودى و اسباب برایت فراهم نگشت ، به زیارت قبر حسین (ع) برو، كه یك حج برایت نوشته مى شود و چون قصد عمره نمودى و وسایل مهیا نشد ، عزم زیارت قبر حسین  (ع) نما، كه یك عمره برایت منظور مى شود»

 منتخب كامل الزیارات , ابن قولویه , ص 306

تصویر مرتبط


[ جمعه 23 مرداد 1394 ] [ ساعت 10 و 13 دقیقه و 09 ثانیه ] [ رضا فرازی ]

در پناه شاه خراسان...

تصویر مرتبط
حسان شاعر با اخلاص اهل بیت: شعر «آمدم ای شاه پناهم بده» زبان حال مادرم است

حبیب‌الله‌ چایچیان(حسان) درباره ماجرای سرودن شعر «آمدم ای شاه پناهم بده» می‌گوید: بازوی مادر را گرفته بودم و همین‌طور به سمت ضریح حرکت می‌کردیم؛ در همین حال دیدم حال شعر برایم فراهم شد، دیدم زبان حال مادرم است نه زبان حال من!

مادرم در آخرین لحظاتی که خدمت شان رسیدم، همیشه آن حال و هوای ارادت به چهارده معصوم را داشت و در همان حال که سکته کرده بود، دکتر را خبر کردیم. دکتر مشغول گرفتن نوار شد و وقتی خواست برود متاسفانه مادرم سکته دیگری کرد. من به دکتر آن را اعلام کردم. دکتر خطاب به من گفت: «فردی که این گونه سکته کند کمتر زنده خواهد ماند!» به هر حال دکتر راهی شد و من خدمت مادر برگشتم و به ایشان عرض کردم، شما آرزویتان چیست؟ ایشان گفت آرزوی من این است که یک بار دیگر حضرت رضا (ع) را زیارت کنم. و این نکته را هم بگویم که راه رفتن ایشان خیلی سخت بود و حال خوبی نداشت و من دو بازوی مادر را می‌گرفتم تا بتواند یواش یواش حرکت کند. با هواپیما به سمت مشهد رفتیم. نمی‌دانم در ایام تولد حضرت رضا(ع) بود یا شهادت، حرم خیلی شلوغ بود. وارد شدن به حرم هم یقیناً مشکل و حتی برای مادرم غیرممکن بود، گفتم مادرجان! از همین جا سلام بدهی زیارت است. گفت: «ما قدیمی‌ها تا ضریح را نبوسیم، به دلمان نمی‌چسبد» گفتم: دل چسبی‌اش به این است که حضرت جواب بدهد. هرچه کردم دیدم مادر قبول نمی‌کند. خلاصه بازوی مادر را گرفته بودم و همین طور به سمت ضریح حرکت می‌کردیم؛ در همین حال دیدم که حال شعر برایم فراهم شد، من تمام توجه‌ام را به شعر و الهامی که عنایت شده بود دادم، دیدم زبان حال مادرم است نه زبان حال من! و شعر تا «تخلص» رسید. وقتی شعر به «تخلص» رسید دیدم مادرم با آن ازدحام که آدم سالم نمی‌تواست برود. خودش را به ضریح رسانده بود و داشت ضریح را می‌بوسید و من هم ضریح را بوسیدم و این شعر در حقیقت زبان حال مادرم در آخرین لحظات عمرش است. یکی از خادمین اهل بیت(ع) که آذری‌زبان هست این شعر را خوب و عالی خوانده است.

آمدم ای شاه پناهم بده / خط امانی ز گناهم بده

ای حرمت ملجأ درماندگان / دور مران از در و راهم بده

ای گل بی‌خار گلستان عشق / قرب مکانی چو گیاهم بده

لایق وصل تو که من نیستم / اذن به یک لحظه نگاهم بده

ای که حریمت مَثل کهرباست / شوق و سبک خیزی کاهم بده

تا که ز عشق تو گدازم چو شمع / گرمی جان‌سوز به آهم بده

لشکر شیطان به کمین منند / بی‌کسم ای شاه پناهم بده

از صف مژگان نگهی کن به من / با نظری یار و سپاهم بده

در شب اول که به قبرم نهند / نور بدان شام سیاهم بده

ای که عطابخش همه عالمی / جمله حاجات مرا هم بده

آن چه صلاح است برای «حسان» / از تو اگر هم که نخواهم بده

 



[ سه شنبه 20 مرداد 1394 ] [ ساعت 22 و 55 دقیقه و 35 ثانیه ] [ رضا فرازی ]

فرشته های غواص...

تراز:  مسئول روابط عمومی کمیته جستجوی مفقودان ستاد کل نیروهای مسلح گفت: در حال حاضر مشغول جمع‌آوری مدارک و پلاک 175 شهید غواص و خط‌شکن، همچنین 95 شهید گمنام در محل شناسایی این افراد هستیم و بعد از اتمام این اقدامات آزمایشان مربوط به DNA انجام خواهد شد.
شهدای غواص
سردار "سیدمحمد باقرزاده" فرمانده کمیته جستجوی مفقودین ستادکل نیروهای مسلح 
175 شهید غواص از مجموع 270 شهیدی بودند که در ماه گذشته از مرز شلمچه وارد کشور شدند، گفت: بعد از سقوط صدام، رقم تفحص شهدا اینقدر بالا نبوده و این به برکت ماه رجب بوده است.
 
سردار باقرزاده تصریح کرد: مردم محلی ماجرای شهادت غواصان و خط شکنان را اینگونه برای ما تعریف کردند که برخی از نیروهای ایرانی زخمی بودند که زنده به گور شدند و سپس سگ‌های وحشی را به جان رزمندگان انداختند و بسیاری از نیروها تشنه لب به شهادت رسیدند.
 
وی افزود: در قبرستانی که نزدیک العماره بود سه گروه جسد پیدا کردیم. گروه اول شهدای خودمان بودند. گروه دوم شیعیان مظلوم العماره بودند که در انتفاضه اول عراق به شهادت رسیده بودند که زن و کودک نیز در بین آن‌ها بود. دسته سوم اجساد نیروهای عراقی بود که ما در زمان صدام تحویل عراق داده بودیم، ولی آن‌ها به جای تحویل به خانواده‌هایشان آنجا دفن کرده بودند.
 
وی تاکید کرد: همه غواصان و خط شکنان زنده به گور نشده‌اند. چون در برخی اجساد هیچ اثری از تیراندازی و اعدام وجود ندارد.



[ سه شنبه 20 مرداد 1394 ] [ ساعت 22 و 36 دقیقه و 07 ثانیه ] [ رضا فرازی ]

یاد الیاس پیامبر...

تصویر مرتبط


مفضل بن عمر می‌گوید: همراه دوستان برای ملاقات با امام صادق ـ علیه السّلام ـ رهسپار شدیم، به در خانه آن حضرت رسیدیم ولی خواستیم اجازه ورود بگیرم، پشت در شنیدم كه آن حضرت سخن می‌گوید، ولی آن سخن عربی نبود و خیال كردیم كه به لغت سریانی است، سپس آن حضرت گریه كرد، و ما هم از گریه او به گریه افتادیم، آن گاه غلام آن حضرت بیرون آمد و اجازه ورود داد.

ما به محضر امام صادق ـ علیه السّلام ـ رسیدیم، پس از احوالپرسی، من به امام ـ علیه السّلام ـ عرض كردم! «ما پشت در، شنیدیم كه شما سخنی كه عربی نیست و به خیال ما سریانی است، تكلم می‌كردی، سپس گریه كردی و ما هم با شنیدن صدای گریه شما به گریه افتادیم».

امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمود: «آری من به یاد الیاس افتادم كه از پیامبران عابد بنی اسرائیل بود،‌و دعایی را كه او در سجده می‌خواند، می‌خواندم، سپس امام ـ علیه السّلام ـ آن دعا و مناجات را به لغت سریانی، پشت سرهم خواند، كه سوگند به خدا هیچ كشیش و اسقفی را ندیده بودم كه همانند آن حضرت آن گونه شیوا و زیبا بخواند،‌ و بعد آن را برای ما به عربی ترجمه كرد و فرمود: الیاس در سجودش چنین مناجات می‌كرد:

اتراك معذبی و قد اظمأتُ لك هو اجری، اَتُراكَ مُعذبی و قد عفَّرْتُ لك فی التراب، اتراكُ مُعذبی و قد اجتنبتُ لك المعاصی، اتراك معذبی و قد اسهرتُ لك لیلی!

خدایا آیا براستی تو را بنگرم كه مرا عذاب كنی، با اینكه روزهای داغ به خاطر تو «با روزه گرفتن» تشنگی كشیدم؟ آیا تو را بنگرم كه مرا عذاب كنی، در صورتی كه برای تو، رخسارم را «در سجده» به خاك مالیدم؟! آیا تو را بنگرم كه مرا عذاب كنی با آن كه بخاطر تو، از گناهان دوری گزیدم، آیا تو را ببینم كه مرا عذاب كنی با اینكه برای تو هر شب را به عبادت به سر بردم؟!

خداوند به الیاس، وحی كرد: «سرت را از خاك بردار كه من تو را عذاب نمی‌كنم».

الیاس عرض كرد: «ای خداوند بزرگ اگر این سخن را گفتی كه تو را عذاب نمی‌كنم ولی بعداً مرا عذاب كردی چه كنم؟! مگر نه این است كه من بنده تو و تو پروردگار من هستی.

باز خداوند به او وحی كرد: ارفع رأسك فانی غیرُ مُعذبك، انی اذا وعدتُ وعداً و فَیتُ به.

سرت را از سجده بردار كه من تو را عذاب نمی‌كنم، و وعده‌ای كه داده‌ام به آن وفا خواهم نمود.

1- کافی، ج1: 227.

2- حیوة القلوب، ج2: 842- 843. 





[ سه شنبه 20 مرداد 1394 ] [ ساعت 21 و 41 دقیقه و 52 ثانیه ] [ رضا فرازی ]
.: تعداد کل صفحات 16 :. [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ ... ]